محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
114
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
--> - سوءظن شديدى به آنان داشت و بسيار به آنها تهمت مىزد . اتفاقا وزير او عبيد اللّه بن يحيى بن خاقان هم او را نسبت به آنان بدبين مىكرد و بدرفتارى با آنها را نيكو جلوه مىداد . متوكل در بدرفتارى با آنان به حدى رسيد كه هيچيك از عباسيان ، پيش از او بدان حد نرسيده بودند ، از جمله قبر امام حسين عليه السّلام را زيرورو كرد و آثار و نشانههاى آنرا از بين برد ، بر سر راهها مردانى مسلح گماشت تا هركس را كه زائر امام حسين عليه السّلام بود دستگير مىكردند و متوكل آن شخص را مىكشت و يا به شدت مجازات مىكرد . احمد بن جعد وشّا كه خود شاهد اين امور بوده مىگفت : دليل زيرورو كردن قبر حسين اين بود كه يكى از آوازهخوانها قبل از اينكه متوكل به خلافت برسد كنيزهايش را نزد او مىفرستاد تا هنگامىكه شراب مىخورد برايش آواز بخوانند . هنگامىكه به خلافت رسيد به دنبال آن آوازهخوان فرستاد و فهميد كه او حضور ندارد . آن آوازهخوان كه براى زيارت قبر حسين رفته بود از ماجرا باخبر شد پس به سرعت بازگشت و يكى از كنيزهايش را كه متوكل با او مأنوس برد نزد او فرستاد ، متوكل به او گفت : كجا بوديد ؟ او گفت : بانويم به حج رفته و ما را هم با خود برده بود ، درحالىكه اين امر در ماه شعبان اتفاق افتاد . متوكل گفت : در ماه شعبان كجا حج گزارديد ؟ كنيزك گفت : در زيارت قبر حسين عليه السّلام . متوكل كه بسيار خشمگين شده بود دستور داد بانوى او را دستگير و زندانى كنند و زمينهايش را مصادره نمايند . او يكى از اصحابش بهنام ديزج را كه يهودى بود به سوى قبر امام حسين عليه السّلام فرستاد و دستور داد آنجا را نابود كند و اطراف آنجا را به كلى تخريب كند . او هم رفت و اطراف قبر و ساختمان آنرا تخريب كرد و اطراف آنرا تا حدود دويست جريب زيرورو كرد هنگامىكه به قبر شريف رسيد هيچكس براى ويران نمودن آن جلو نيامد ، او هم گروهى از يهوديان را آورد تا آنجا را زيرورو كنند و آب را در اطراف قبر به جريان انداخت . و افرادى مسلح در آنجا گمارد . بين هر دو ايستگاه نگهبانى يك مايل فاصله بود ، هركس قبر امام حسين عليه السّلام را زيارت مىكرد دستگيرش مىكردند و او را نزد ديزج مىبردند . -